اسد الله معطوفى
293
سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )
( شهر ) استراباد ستيزى سخت درگرفت كه : « در روز سهشنبه 25 محرم سنه 862 در يك فرسخى استراباد نايره جنگ به عرش رسيد و 500 كس از اميرزادههاى جغتائى ( تيمورى ) و بزرگان قشون به خاك فنا افتادند و ميرزا ابراهيم و بعد شاه محمود گريختند . تركمانان هم بر جرجان و استراباد غالب آمدند » . 28 پس از الغ بيك و ميرزا بابر ، سلطان ابو سعيد ( 855 - 873 ه . ق ) به حكومت رسيد . در زمان او در سال 865 سردارانش استراباد را در طى يك جنگ سخت فتح كردند ولى محمود پسر ابو سعيد كه جديدا به حكومت استراباد هم برگزيده شده بود ، به همراه تعدادى از سرداران كشته شدند . 29 بعلاوه سپاه تيمورى باقىمانده تركمانان جهانشاه را تعقيبكنان در سلطان ميدان استراباد درهم كوبيدند . 30 از وقايع مهم ديگر اين دوران كروفر سياهپوشان ناحيه استراباد بود كه منطقه را بشدت ناامن كرده بودند . ديگر آنكه چند تن از اسپهبدان گيلان ، ديلم و طبرستان مخصوصا فرزندان ملك كيومرث يعنى كاووس و ملك اسكندر اقدام به جنگهاى خانگى كردند . كاووس سرانجام به همراه تعدادى از سران نظامى و سپاهيانش به سارى و استراباد پناه آوردند . 31 سفر بعدى سلطان ابو سعيد تيمورى در اين دوران در راس سپاهيان خود احتمالا بهخاطر همين درگيريها و نابسامانيهاى پيشآمده بود . به نوشته مولف احسن التواريخ : « صاحب قران در گلشن بلده استراباد يا باغ گلافشان اطراق نمود » . 32 ابو سعيد پس از چند جنگ در خراسان ، استراباد و جرجان ، سرانجام در جنگ با لشكريان تركمان اوزون حسن كشته شد و سلطان حسين بايقرا عنان قدرت را در دست گرفت . 33 اما در اواخر حكومت اين سلطان مقتدر تيمورى هم بخاطر جنگهاى پىدرپى آخرين شاهزادگان اين سلسله ، اوضاع بشدت وخيم شد طوريكه به نوشته مولف روضه الصفا ، سلطان حسين مجبور شد وزير اعظم خود امير عليشير نوائى را بعنوان حاكم استراباد به اين ناحيه روانه كند . 34 چندى بعد شاهزاده بديع الزمان پسر خود را بر حكومت استراباد و جرجان گماشت و امير شمس الدين محمد عباسى را نيز از هرات عازم استراباد كرد تا به عنوان « امير الامرائى و اختيار ملكى و ملكى » بر اين ناحيه نظارت كند . 35 اما اين اقدامات هم ثمر چندانى نداشت زيرا بار ديگر طغيان و شورش بالا گرفت و شاهزادگان تيمورى هرجومرج و فقر را بر منطقه استراباد حاكم نمودند . بديع الزمان ميرزا به هرات ( پايتخت ) احضار شد . او هم پسر خود محمد مومن ميرزا را بر استراباد گماشت . وى نيز